Thursday, March 3, 2011

Mousavi's Daughters Address the Nation Expressing Grave Concern for Their Parents

Thursday March 3rd, 2010 -  18 days have passed since the disappearance of the Imam's beloved Prime Minister and his wife and companion Zahra Rahnavard. The regime's media outlets continue to publish lies regarding whether or not they have been arrested, including misstating that the families of Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi and their immediate relatives are allowed to visit with them. Although these same media outlets insist that the only restriction imposed upon the leaders of the Green movement is limited contact with the outside world, Mousavi's daughters' attempt to visit with him last night was once again fruitless. 

According to reports by Kaleme, Mousavi's daughters once again visited their father's residence last night, only to face closed doors and insults by security agents.  As a result, Mousavi's daughters decided to write a statement informing the nation of Iran of the events surrounding their parents' illegal detention. In this statement, they describe the hatred by some towards their father and the price he has had to pay for standing up for his ideals.

The full content of the statement is as follows:

To our kind friends and companions,

We are concerned these days. We worry, like any other child suddenly deprived of all communication with their parents and left in the dark regarding their condition and well being.  It is clear to all that our loved ones are held hostage by individuals who feel hatred and vengeance towards them, purely because of their ideals. We are concerned when newspapers insist that our parents are not in prison, nor are they under house arrest.  We have even read in the news that they are being escorted and that we, their children are free to visit with them. Unfortunately, however, this has not been the case. We have not seen our parents, nor have we heard their voices.  The contradictory reports [by state owned media outlets] only add to our ever increasing concerns.

Following a flood of false reports and in order to put an end to the rumors and clarify the facts [something that is rare these days], we once again attempted to visit with my father at his residence on Thursday night. Upon our arrival, while peering through the iron gates behind which our parents' residence is now located, we inquired whether our parents were still there and if so, requested to meet with them.  The security agents as: "Who has given you permission?" to which we responded "Keyhan newspaper, Tehran's Prosecutor, and the Exterior Minister. We were under the false impression that some of these state owned media outlets were reliable. We believed them and are here to see our parents in order to alleviate our concerns." 

The response to our question was once again negative. We were told: "No you may not visit with them. The news is false. Those who published the news have erred. Go to the Revolutionary Court! Go see the judge!"

Our parents are not criminals... they have only disappeared. We will see a judge some day. God will be our judge and we will ask God to render his verdict.

As the children of parents who have been held hostage for more than two weeks and have virtually disappeared, we are concerned.  We will nevertheless wait as God himself so eloquently stated: "And keep yourself patient [by being] with those who call upon their Lord in the morning and the evening, seeking His countenance [Holy Quran: Surat Al-Kahf: 28]. We will continue to wait like our two disappeared loved ones who have remained patient and steadfast despite the misery they have been forced to endure. We will continue to wait like our two beloved who have called upon God to protect them, for we are certain that they too are patiently waiting.

We will remain their companions on this difficult journey. We write to you about bitter days during which we have had no news of our parents. We write to you about their bizarre disappearance, their house arrest, their detention and so much more.  We write to you because you have always been our trusted companions. It was the strength, compassion, and perseverance of our people that allowed our parents to give their heart and soul to our nation in June of 2009. For even then they were fully aware that they would stand firm on the promise they had made to God and with the people of their nation.

If we speak of our sorrow we do so amongst friends and confidants. Throughout this ordeal we never heard about their pain, the bitterness, the difficulties and injustices they have had to endure.  We are reminded of the night of June 12th, after the repeated attacks when we asked our father worried: "What will happen tomorrow?" With the same calm, dignity and strength he is now loved for he replied: "What is more important than results is holding our head up high in the face of God, our nation and history." Tomorrow arrived and the days that followed only became more difficult to endure. Though they have endured endless suffering, defamation and slander,  like you they have remained steadfast and proud in the eyes of God, our nation and history.  This is our only hope, our only wish....
 Source: Kaleme:

بیانیه فرزندان رهنورد و میرحسین خطاب به ملت

پنجشنبه, ۱۲ اسفند, ۱۳۸۹
چکیده :به یاد می آوریم شب ۲۲ خرداد پس از آن حمله هایی که مدام تکرار می شد، دل نگران از پدر پرسیدیم که فردا چه خواهد شد؟ او با همان آرامش و شرافت و صلابت دوست داشتنی پاسخمان داد که آنچه بیش از نتیجه مهم است سربلندی نزد خدا و مردم و تاریخ است. فردا آمد، روزهای سخت و سخت تر هم از پس آمدند. باران رنج و تهمت و افترا بر جانشان نشست. اما آن دو، هم چون شما یارانشان، ایستادند تا سربلند نزد خدا، مردم و تاریخ خود باشند....

پس از گذشت ۱۸ روز که از ناپدید شدن نخست وزیر محبوب امام و زهرا رهنورد، همسر و همراهش می گذرد و همچنان رسانه های امپراتوری دروغ ضمن زیر سوال بردن خبر بازداشت آنها، اعلام می کنند که خانواده میرحسین موسوی و مهدی کروبی با بستگان درجه نخست خود اجازه دیدار دارند و تنها محدودیت هایی بر ارتباط آنان اعمال شده است،دختران وی شب گذشته نیز موفق به دیدار آنها نشدند.

به گزارش کلمه، دختران وی که دیشب برای چندمین بار به خانه پدری مراجعه کردند، با درهای بسته و سخنان نامناسب ماموران مواجه شدند.

پس از این، دختران رهنورد و موسوی در  بیانیه ای خطاب به مردم آن ها را در جریان آنچه گذشت قرار داده اند و اتفاقات اخیر را بهای کینه به پدر به خاطر ایستادن بر سر آرمانها دانستند.
به گزارش کلمه متن کامل بیانیه دختران  میرحسین و رهنورد  به شرح زیر است:

دوستان و یاران مهربان ما

این روزها
ما نگرانیم، مانند هر فرزند دیگری که به ناگهان همه ی ارتباطاتش با خانواده ی خود قطع شده و در بی خبری مطلق از عزیزترین های زندگیش به سر می برد.

عزیزترین هایی که بر همه روشن است در بند کسانی هستند که جز تنفر و کینه به خاطر آرمانهایشان از ایشان به دل ندارند.
ما نگرانیم که در روزنامه ها می خوانیم: پدر و مادر ما زندانی نیستند، در حصر هم نیستند. در خبر ها می خوانیم آنان اسکورت هم می شوند! و ما یعنی فرزندان می توانیم آنها را ببینیم.

اما هرگز چنین نبوده است. ما پدر و مادرمان را ندیده ایم، صدایشان را نشنیده ایم. و آنچه هر لحظه بر نگرانی هایمان می افزاید همین تناقض گویی هاست.

برایتان بگوییم که ما برای اتمام حجت و روشن شدن واقعیت، که این روزها کمیاب شده، پس از این همه خبر بی اساس، همگی در شب پنجشنبه بازهم به در خانه مراجعه کردیم و از نیروهای درون کوچه، از پشت آن در آهنی که از پس آن کوچه و خانه و پدر و مادر باهم گم شده اند، پرسیدیم اگر پدر و مادر ما اینجا هستند، آیا می توانیم آنها را ببینیم؟ گفتند چه کسی گفته؟ گفتیم کیهان، دادستان، وزیر امور خارجه. و ما فکر می کردیم برخی از این مراجع خبر، قاعدتا باید آنقدر محکم باشند که بشود باورشان کرد که دیدار میسر گردد و این نگرانی ها رفع گردد.

گفتیم شاید واقعا می شود ببینیمشان و ما نمی دانستیم. بی خبر بودیم!
جواب سوال ما باز هم نه بود. نه! نمی توانید. خبرها اشتباه بوده است ! هرکسی گفته اشتباه گفته است. بروید دادگاه انقلاب. بروید پیش قاضی.

اما پدر و مادر ما که مجرم نیستند و آنها گم شده اند. ما پیش قاضی خواهیم رفت. اما قاضی واقعی، قاضی عادل دنیای این روزهای ما خداست. ما از او می خواهیم حکم کند.

ما فرزندان پدر و مادری که بیش از دوهفته است که چنان در اسارت اند و ربوده شده اند، که گویی نیستند و نبوده اند، به حکم فرزندی نگرانیم. اما صبر می کنیم که خودش گفته است: وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ
ما صبر می کنیم هم چون دو عزیز گم شده مان که تا کنون بر این همه جفا، راست قامت، صبر کرده اند و خدا را خوانده اند و به او پناه آورده اند و ایمان داریم اکنون نیز به یقین صبر می کنند.

ما هم یارشانیم و یاورشان در این راه حق که سختی آن از ابتدا بر همه روشن بود.

برای شما که در این روزهای تلخ بی خبری از والدین و دل نگرانی از گم شدن عجیبشان و حصر و زندان و هرچه که هست یا بگویند، از سر محبت مرهم دردهای جانمان بودید و هستید، می نویسیم که با اطمینان به استقامت و همت و مهرورزی مردم بود که والدینمان خرداد ۸۸ دل و جان به راهی دادند که ناهمواری و تلخیش از پیش حدس زدنی بود آنها چنان که می بایست و سزاوار راستگویان بود بر عهد دیرین خود با خدای خود و شما باقی مانده اند .

اگر از آن روزها می گوییم تنها درددلی است دوستانه با شما درد آشنایان. به همین دلیل بود که در تمام این روزها نه شکوه ای از آنها شنیدیم و نه واگویه ی دردی و نه حدیث ستم ها و تلخی هایی که بر آنان رفت و شما خود بیش از ما می دانید.
به یاد می آوریم شب ۲۲ خرداد پس از آن حمله هایی که مدام تکرار می شد، دل نگران از پدر پرسیدیم که فردا چه خواهد شد؟ او با همان آرامش و شرافت و صلابت دوست داشتنی پاسخمان داد که آنچه بیش از نتیجه مهم است سربلندی نزد خدا و مردم و تاریخ است. فردا آمد، روزهای سخت و سخت تر هم از پس آمدند. باران رنج و تهمت و افترا بر جانشان نشست. اما آن دو، هم چون شما یارانشان، ایستادند تا سربلند نزد خدا، مردم و تاریخ خود باشند. و این امید و آرزوی ماست.

No comments:

Post a Comment